تکنولوژی آموزشی

تکنولوژی آموزشی

این وبلاگ به منظور آموزش مکمل و نیز اطلاع رسانی به دانشجویان در درس مقدمات تکنولوزی آموزشی طراحی گردیده است.
تکنولوژی آموزشی

تکنولوژی آموزشی

این وبلاگ به منظور آموزش مکمل و نیز اطلاع رسانی به دانشجویان در درس مقدمات تکنولوزی آموزشی طراحی گردیده است.

سوالات نظرسنجی از معلمان ابتدایی

با سلام خدمت همه ی دانشجویان گرامی

با آرزوی سالی خوش و روزهایی پربار در این سال برای همه ی شما




در این قسمت سوالات خود را برای طرح پژوهشی نظر سنجی از معلمان ابتدایی در ابعاد و سیر تحول تکنولوژی آموزشی وارد نمایید. 

دانشجویان دقت کنند که زمان وارد کردن سوالات تا 10 فروردین ماه می باشد. 


توجه داشته باشید که:

  • تعداد سوالات حداقل پنج سوال می باشد.
  • به سوالات مبهم و غیر مربوط نمره ای تعلق نمی گیرد.
  • به سوالات مفهومی، مربوط و نمونه نمره ی خاص تعلق می گیرد.

پیروز و شاد باشید.

  تا کنون با توجه به سوالات ثبت شده سوالات خانم ندا سعادت و خانم اسلامی و آقای خیرخواه به عنوان سوالات برتر انتخاب شده است. 

اگر سوالاتی به نظر شما بسیار خوب طراحی شده است و می تواند کاندید سوال برتر باشد در قسمت نظرات با ذکر نام خود معرفی نمایید.

اسامی دانشجویانی که سوالات خود را تا کنون وارد کرده اند:

خانم هاجر غضنفری

خانم زینب غضنفری

خانم فاطمه بهشتیان 

خانم مهابادی  

خانم آقایی 

خانم دریابک 

خانم شرافتی 

خانم آگاهی

خانم...

.

.

طیبه طباطبایی

تهمینه کوهی

رقیه چوپان

مهناز اسلامی

محبوبه صحرا گرد

زهرا رسولی

زهرا آزادی

منا باقری

فرشته کراتی

عذرا رجبی

معصومه محمدزاده

مهدیه اکبری

زینب ملک جعفریان

فاطمه مزاری

مهدیه صفاپور

حسین قوتی

ریحانه تقی زاده

زهرا قربانی

فاطمه خاوری

صدیقه کامیاب

ندا سعادت

حنانه رنجبر

زهره نبیل زاده

مهلا مهری

فاطمه نجفی

زهرا عاشوری

شیما ولی زاده

زهرا صید محمد خانی

زکیه حسن پور

عاطفه دهقان

مهدیه اکبری

الناز پریمی

سونا جنتی

پریسا ریاحی

محمد خیر خواه

طاهره قادری

محدثه باقی

زهرا محمدی

ملیحه حسینی

معصومه شهیدی

محدثه بهادری

زهرا هژبر

فاطمه دهقانی

معصومه بیضایی

 زینب وفایی

زهرا معلمی

 

موفق باشید.

حکیمانه

  آلبرت اینشتین: هنر عالی معلم، ترغیب لذت در بیان خلاق و دانش است.


  لوسییوس آنائوس سنکا: تا زمانی که زندگی می‌کنید، یاد بگیرید که چگونه زندگی کنید.

تعاریف تربیتی

تعریف اصطلاحات

تعریف یادگیری:

مفهوم یادگیری(Learning) را می توان به صورت های مختلف تعریف کرد:

کسب دانش و اطلاعات، عادت های مختلف، مهارت های متنوع و راه های گوناگون حل کردن مسائل، همچنین می توان یادگیری را به عنوان فراگیری رفتارها و اعمال مفید و پسندیده و حتی به عنوان کسب رفتارها و اعمال مضر و ناپسند تعریف کرد. پس یادگیری مباحث بسیار گسترده ای را شامل می شود.

هرگن هان(Hergenhan) و السون(Olson)(2005، ترجمه سیف 1385) گفته اند: یادگیری یکی از مهم ترین زمینه ها در روانشناسی امروز و در عین حال یکی از مشکل ترین مفاهیم برای تعریف کردن است. با این حال به سبب اهمیت مفهوم یادگیری، از آن تعریف های مختلفی به دست داده اند. جامع ترین و معروف ترین تعریفی که تاکنون از یادگیری ارائه شده است، تعریف هیلگارد و مارکوئیز است که به قرار زیر می باشد:

یادگیری به فرایند ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در رفتار بالقوه ی فرد، بر اثر تجربه گفته می شود و نمی توان آن را به حالتهای موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی یا مصرف داروها پدید می آید نسبت داد. ویژگی های مهم این تعریف عبارتنداز:

1ـ مفهوم فرایند: فرایند بر وقایع و روابط پویا، جاری، مستمر و پیوسته در حال تغییر اطلاق می شود. یکی از مشخصات بارز فرایند حرکت و پویایی آن است که بر اثر تعامل دائم اجزا و متغیرهای موجود در آن صورت می گیرد و آغاز و پایانی ندارد. یادگیری نیز یک فرایند است. چون بر اثر تعامل دائم فرد با محیط، همیشه و در همه جا بطور پیوسته و مستمر صورت می گیرد.

2ـ مفهوم تغییر: براساس تعریف فوق یادگیری به تغییر می انجامد، یعنی بعد از کسب تجربه ی یادگیری موجود زنده از جمله انسان از حالت قبل از کسب تجربه به یک حالت تازه تغییر می یابد. این یادگیری چه پیچیده باشد مانند یادگیری نحوه ی راندن موتر، چه ساده چون یادگیری یک شماره تلفن یا نام یک شخص، در هر حال یادگیرنده پس از کسب مهارت یا اطلاع تازه در نحوه ی برخوردش با رویدادها، در مقایسه با زمان پیش از یادگیری تغییر می کند.

3ـ مفهوم نسبتاً پایدار: درست است که یادگیری ایجاد تغییر است، اما این تغییر باید نسبتاً پایدار باشد تا آن را یادگیری بنامیم. بسیاری تغییرات که ناشی از عوامل انگیزشی هیجانی، خستگی و مانند اینهاست و به سرعت از بین می روند در شمار یادگیری های ما قرار ندارند.

4ـ مفهوم رفتار بالقوه: یعنی تغییر نسبتاً پایداری که ما نام یادگیری به آن می دهیم باید در سلوک بالقوه ی ما ایجاد شود. این ویژگی تعریف یادگیری بیشتر از ویژگی های دیگر آن نیاز به توضیح دارد. رفتار بالقوه حاکی از آن است که یادگیری در یادگیرنده نوعی توانایی ایجاد می کند، یعنی تغییر حاصل از یادگیری به تغییر در توانایی های یادگیرنده می انجامد نه صرفاً به تغییر در رفتار ظاهری او. ما با ملاحظه تغییرات حاصل در اعمال و رفتار آشکار فرد به تغییرات ایجاد شده در توانایی او پی می بریم. بنابه توضیحات فوق یادگیرنده از راه یادگیری، توانایی انجام اعمال مختلف را کسب می کند و بعضی اوقات این توانایی برای مدت ها در او بطور نهانی باقی می ماند و تظاهر آثار آن به صورت تغییر رفتار تا مدتی به تأخیر می افتد.

5ـ مفهوم تجربه: در تعریف یادگیری گفته شد تغییر حاصل در رفتار بالقوه یادگیرنده در صورتی یادگیری به حساب می آید که بر اثر تجربه ی یادگیری رخ دهد نه عوامل دیگر. سوالی که در اینجا طرح می شود این است که آیا به غیر از تجربه عوامل دیگری سبب ایجاد تغییر در فرد می شود یا نه؟ جواب این سوال مثبت است. علاوه بر یادگیری و عوامل دیگری که قبلاً به آن اشاره شد، یعنی عوامل انگیزشی، خستگی و مصرف داروها، چندین عامل دیگر نیز منجر به تغییر رفتار می شوند که حاصل تجربه ی یادگیری نیستند و لذا یادگیری به حساب نمی آیند. از جمله می توان به رشد کردن، بالغ شدن و پیر شدن به عنوان عواملی که منجر به تغییر می شوند، اما تغییرات حاصل از این عوامل یادگیری به حساب نمی آیند، چون از تجربه ناشی نمی شوند، اشاره کرد. منظور از تجربه در تعریف یادگیری تأثیر متقابل محرک ها(بیرونی و درونی) و یادگیرنده است. لایت و کاکس(2002) در تعریف تجربه گفته اند: ما تجربه را به پیروی از جان دیویی، به عنوان نوعی داد و ستد بین فرد(یادگیرنده) و آنچه، در زمان یادگیری، محیط او را تشکیل می دهد تعریف می کنیم.

بعضی از عواملی که در یادگیری شاگردان موثر است:

تحقیقات تجربی نشان داده است که عوامل زیر در یادگیری شاگردان موثر است:

1ـ هر چه تکالیف صنفی با میزان توانایی های شاگردان تناسب داشته باشد، یادگیری آنان بهتر انجام می گیرد.

2ـ هر چه علاقه و تمایل شاگردان نسبت به درس بیشتر باشد(با تشویق های معلم) آنان موفقیت بیشتری در درس کسب خواهند کرد.

3ـ اگر منطق ارائه درس برای شاگردان توضیح داده شود(هدفمند بودن درس)، آنان با اشتیاق بیشتری درس را فرا می گیرند و موفقیت بیشتری بدست می آورند.

4ـ هر چه حجم پلان درسی با فرایند رشد شاگردان، نحوه ی یادگیری و مدت زمان اختصاص یافته بیشتر تناسب داشته باشد، یادگیری بهتر انجام می گیرد و پیشرفت تعلیمی شاگردان بیشتر تسهیل می شود.

5ـ چنانچه درس با آینده تحصیلی یا شغلی شاگردان ارتباط داشته باشد و آنان این ارتباط را درک کنند، با انگیزه و علاقه بیشتری به یادگیری می پردازند. به طوری که در پیشرفت تعلیمی آنان نیز تأثیر می گذارد.

6ـ سازماندهی، مدیریت صنف درس به نحو مطلوب در یادگیری شاگردان موثر است.

7ـ استفاده از میتود های فعال(شاگرد محوری در یادگیری) و ترویج کار گروهی یا یادگیری از طریق فرایندهای گروهی به یادگیری بهتر شاگردان کمک می کند.

8ـ علاقه معلم نسبت به درسی که تدریس می کند و نشان دادن شیفتگی و اشتیاق وافرش به کار، جذابیت درس را در نظر شاگردان بالا می برد و در یادگیری بهتر آنان تأثیر می گذارد.

9ـ جو صنف عاری از ترس، تهدید به تنبیه و فشار روانی زمینه مناسبی برای یادگیری شاگردان فراهم می کند. در حالی که اعمال قوانین و مقررات خشک کنترولی شاگردان را وادار به انجام تکالیف می کند، ولی روحیه خلاقیت و نوآوری آنان را در یادگیری سرکوب می نماید.

10ـ استفاده از وسایل آموزشی مفید و مورد علاقه شاگردان بویژه در قالب کار گروهی موجب ارتقای یادگیری آنان می شود.

رفتار

تعریف یادگیری تمایز بین یادگیری و رفتار را نشان می دهد. چنانکه گفته شد، یادگیری نوعی توانایی است که در فرد ایجاد می شود و تنها از طریق مراجعه به رفتار آشکار فرد می توان از آن اطلاع حاصل کرد. از سوی دیگر، رفتار به اعمال و حرکات مختلف درونی و بیرونی فرد گفته می شود.

روانشناسان رفتارها را به دو دسته رفتارهای آشکار و نهان تقسیم می کنند. رفتار آشکار به اعمالی که مستقیماً قابل مشاهده اند گفته می شوند، مانند صحبت کردن، نوشتن، راه رفتن و از این قبیل. رفتار نهان به غعمال درونی فرد که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند گفته می شود، مانند تفکر، تخیل، و مانند اینها. ما از طریق رفتار آشکار به رفتار نهان پی می بریم. هرچند که بعضی از روانشناسان برای رفتار آشکار اهمیت بیشتری قائل می شوند و گروهی دیگر به رفتارهای نهان توجه بیشتری دارند، اما همه روانشناسان نیاز دارند که رفتارهای آشکار فرد را مورد مشاهده قرار دهند تا تعیین کنند آیا تغییراتی که یادگیری نام دارد در فرد اتفاق افتاده است یا نه.

تعریف آموزش:

به فعالیت های حرفه ای معلم آموزش گفته می شود. براون واتکینس(1991) آموزش را به عنوان «فراهم آوردن فرصت هایی برای اینکه شاگردان یاد بگیرند» تعریف کرده اند. معمولاً فعالیت هایی را که معلم به قصد آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان به تنهایی یا به کمک وسایل آموزشی انجام می دهد آموزش می نامند. پس بنا به تعریف، آموزش به فعالیت هایی گفته می شود که با هدف آسان ساختن یادگیری از سوی معلم طرح ریزی می شود و بین معلم و یک یا چند یادگیرنده به صورت تعامل متقابل جریان می یابد. دقت کنید که در این تعریف بر آموزش به صورت فعالیت هایی که از سوی معلم طراحی می شوند و هدف آنها سهولت بخشیدن یا کمک کردن به یادگیری یادگیرندگان است تأیید شده، یادگیری فعالیتی است که از سوی یادگیرنده انجام می گیرد و خود او در شکل گیری آن دخالت مستقیم دارد و نقش معلم صرفاً فراهم آوردن شرایط و امکاناتی است که یادگیری را آسان می سازد. در واقع معلم، از راه آموزش، در تجارب یادگیری شاگردان دخل و تصرف می کند تا بر یادگیری آنان تأثیر می گذارد. در این تعریف همچنین فرض شده است که یادگیری یک فرایند درونی یادگیرنده است و آموزش نسبت به یادگیری جنبه ی بیرونی دارد. بنابه تازه ترین برداشت ها از آموزش از دیدگاه روانشناسان تربیتی:

یادگیرندگان باید دانش را در ذهن خود بسازند. معلم با آموزش دادن به راههایی که معلومات را برای یادگیرندگان معنی دار و قابل فهم می کند با دادن فرصت هایی به آنان تا اندیشه ها را خود کشف کنند و به کار بندند، و با آموزش دادن اینکه راهبردهای مورد استفاده در یادگیری خود را آگاهانه برگزینند می تواند فرایند ساختن دانش را در آنان آسان سازد. معلم می تواند وسیله صعود به درک بالا را در اختیار یادگیرندگان قرار دهد. اما یادگیرندگان خودشان باید از این وسیله بالا بروند(اسلاوین 2006،ص 243).

واتکینس، کارنل ولاوج(2007) نیز سرچشمه ی یادگیری را در شخص یادگیرنده می دانند و کمک های بیرونی را تنها به عنوان عوامل تسهیل کننده به حساب می آورند. آنان در این باره گفته اند: هیچ کس نمی تواند برای شما یاد بگیرد. هر چند که دیگران ممکن است بتوانند با فراهم آوردن شرایط مناسب محیطی یا صحبت کردن با شما به یادگیری تان کمک کنند. آن روی دیگر سکه این است که بنابه گفته بی. بی. کینگ(موسیقی دان امریکایی) «زیبایی یادگیری در این است که هیچکس نمی تواند آن را از شما بگیرد». بنابراین یادگیرنده همواره در قلب فرایند یادگیری قرار دارد. صرف نظر از اینکه چگونه پیش برود. تعریف ذکر شده از آموزش، ویژه ی آموزش رو در روی صنفی است. زیرا در آن بر تعامل متقابل بین معلم و یادگیرندگان تأکید شده است. در نتیجه این تعریف انواع دیگر آموزش مانند آموزش بوسیله رادیو، تلویزیون، کتاب و مانند اینها را فاقد تعامل متقابل یا رابطه دو جانبه ی رو در روی بین معلم و شاگردان است شامل نمی شود. اگر بخواهیم از آموزش تعریف جامع تری بدست دهیم، آن گونه که علاوه بر آموزش رو در روی صنفی انواع دیگر آموزش را نیز شامل گردد، می توانیم آن را بصورت زیر تعریف کنیم:

هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش پلانگذاری شده ای را که هدف آن آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است.

تعریف تربیت(پرورش):

تربیت به جریان یا فرایندی منظم و مستمر گفته می شود که هدف آن هدایت رشد جسمانی و روانی یا به طور کلی هدایت رشد همه جانبه ی شخصیت تربیت شوندگان در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا ساختن استعدادهای آنان است(سیف، روانشناسی پرورشی نوین،1386) بنابراین تعریف یک نظام تربیتی موفق هم به فرد در شکوفا ساختن استعدادهای ذاتی اش کمک می کند و هم او را به عنوان یک فرد آگاه از مسائل جهانی و متعهد به ارزش های جامعه ای که به آن وابسته است تربیت می دهد. هدف همده ی همه مکاتب و سایر موسسات آموزش عالی تربیت دادن این گونه افراد است. تربیت جز این نیست که مربی شرایطی را فراهم آورد که شی مورد تربیت بتواند توان ها و کمالات درونی خود را نشان دهد و راه کمال خود را طی کند. مانند کاری که یک باغبان انجام می دهد. عین این مطلب درباره ی بشر نیز صادق است. بشر در مکتب فطرت خوبی ها و بدی ها، ارزش های اخلاقی، هنجارها و ناهنجارها را به خوبی شناخته است و به صورت نهادینه در وجود او جای گرفته است. ولی عیناً به سان معدن طلا و نقره است که زیر خروارها خاک نهفته باشد مهندسی لازم است که با کنار زدن خاک ها و تصفیه خاک، طلای آن را به صورت طلای ناب در آورد. در حقیقت مربیان، نوآوران نیستند بلکه یاد آورانند.

تعریف تدریس:

کوشش هایی که تا حال برای ارائه تعریف تدریس شده است، بیشتر بر کاوش درباره ی ابعاد مختلف مفهوم تدریس متمرکز بوده و نه بر تدوین تعاریف دقیق و میتودن آن.

از بررسی مجموعه تعاریف ارائه شده در زمینه تدریس می توان نتیجه گرفت که تدریس یک فعالیت است اما نه هر نوع فعالیتی که آگاهانه و براساس هدف خاصی انجام می گیرد. فعالیتی که بر پایه وضع شناختی شاگردان انجام می پذیرد و موجب تغییر آنان می شود. اگر چه هنوز هستند کسانی که براساس الگوها و میتود های سنتی، تدریس را تنها به تلاش و فعالیت معلم در صنف اطلاق می کنند. در هر صورت، اگر یادگیری را «تغییر در رفتار ارگانیسم براثرتجربه» بدانیم. بدون شک فعالیتی که موقعیت را برای تغییر فراهم کند یا ایجاد موقعیتی که تجربه را آسان نماید تغییر لازم را در شاگرد سبب شود، تدریس نام دارد. در نتیجه، عمل تدریس یک سلسله فعالیت های مرتب، منظم، هدفدار و از پیش طراحی شده است. فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است. فعالیتی که به صورت تعامل و رفتار متقابل بین معلم و فراگیر جریان دارد. یعنی ویژگی ها و رفتار معلم در فعالیت ها و اعمال شاگردان تأثیر می گذارد و بالعکس، از ویژگی ها و رفتارآنان متأثر می شود. این تأثیر ممکن است به صورت مستقل یا غیر مستقل به وقوع بپیوندد. به عبارت دیگر، تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد، براساس طراحی منظم و هدفدار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد. این تعریف دو ویژگی خاص برای تدریس مشخص می کند:

1ـ وجود تعامل یا رابطه متقابل بین معلم و شاگرد

2ـ هدفدار بودن فعالیت های معلم.

بنابراین اگر فعالیت معلم در صنف به صورت رفتار متقابل و براساس هدف خاص صورت نگیرد، به هیچ وجه مفهوم تدریس به آن اطلاق نخواهد شد. ممکن است معلمی در صنف صحبت کند یا تمرین حل کند، اما به مفهوم واقعی، تدریس نداشته باشد، زیرا به فعالیت های پراکنده و یکجانبه ی معلم که هیچ گونه تغییری در شاگردان ایجاد نکند، تدریس گفته نمی شود. همچنین به آن نوع یادگیری که از طریق فیلم، تلویزیون، کتاب و غیره صورت می گیرد، تدریس اطلاق نمی شود و فیلم و کتاب و تلویزیون نیز معلم نیستند. یا کسانی که بطور جنبی به کار تدریس اشتغال می ورزند، مانند کسی که به صنف نظم می دهد، هدف های درس را تهیه و تنظیم می کند یا به تصحیح اوراق امتحان می پردازد، نمی توان الزاماً عنوان معلمی داد و کارش را تدریس دانست.

تدریس مفاهیم مختلفی را در بر می گیرد، مانند نگرش ها، گرایش ها، باورها، عادت ها و شیوه های رفتار و بطور کلی انواع تغییراتی که می خواهیم در شاگردان ایجاد کینم. تغییر در زمینه های فوق نه تنها از نظر مشخصات متفاوت است، بلکه فرایندهای یادگیری متناسب با آنها نیز با هم متفاوتند. نکته مهم در فرایند تدریس این است که معلم مشخص کند چه باید یادگرفته شود تا براساس آن محتوای آموزشی و فعالیت های متناسب با درک و فهم شاگردان فراهم گردد، در واقع توجه به سنه نکته زیر در جریان تدریس لازم و ضروری است:

1ـ تدریس باید هدف داشته باشد.

2ـ میتود تدریس باید متناسب با هدف و مقصود باشد، یعنی بیان کننده ی آن چیزی باشد که قرار است یاد گرفته شود.

3ـ مفاهیم به طریقی ارائه شود یا شرایط تغییر به طریقی فراهم گردد که مطابق فهم و توانایی شاگردان باشد.

آموزش در مقایسه با تدریس:

هر چند که بسیاری کسان آموزش و تدریس را مترادف می دانند، با این حال آن را نمی توان دقیقاً هم معنا دانست. آموزش علاوه بر فعالیت های صنفی معلم که در حضور شاگردان انجام می شود. فعالیت های پیش از رفتن به صنف یعنی طراحی آموزشی، فعالیت های مربوط به طراحی و اجرای ارزشیابی را نیز شامل می شود. در مقابل تدریس(درس دادن) عمدتاً به فعالیت های صنفی معلم که در حضور شاگردان و غالباً به صورت کلامی انجام می گیرد گفته می شود.

در همین راستا دمبو(1994) تدریس را بعنوان مجموعه ی اعمالی که به قصد ایجاد یادگیری از سوی معلم انجام می شود تعریف کرده است. اٌدانل، ریو و اسمیت(2007) نیز تدریس را به گونه ی زیر تعریف کرده اند:

کوشش های بین فردی برای کمک به یادگیرندگان در کسب فراگیری مهارت ها و درک توانمندی های خود. بنابر آنچه گشت می توان گفت که تدریس بخشی از آموزش است. اما تمامی آن نیست. همچنین می توان گفت که تدریس وابسته به معلم است، اما آموزش می تواند بدون معلم صورت پذیرد. به همین سبب است که ما اصطلاحات آموزش از راه دور، آموزش مکاتبه ای و آموزش غیرحضوری داریم، اما تدریس از راه دور، تدریس مکاتبه ای و تدریس غیرحضوری اصطلاحات متداول نیستند.

گانیه، ویگر، گلاس و کلر(2005) در ارتباط با تفاوت بین آموزش و تدرس گفته اند:

تدریس تنها یک قسمت از آموزش است. واژه درس دادن یا تعلیم دادن حاکی از این است که یک شخص(معلم) چیزی را به یادگیرنده(شاگرد) توضیح یا نمایش می دهد. با این حال نقش معلم فراتر از این است و مواردی چون انتخاب مواد آموزشی، آماده سازی یادگیرندگان برای یادگیری، مدیریت زمانی صنف، نظارت بر فعالیت های آموزشی و بالاخره ایفا کردن نقش یک منبع معلوماتی و آسان ساختن یادگیری را شامل می شود. بنابراین اصطلاح جامع آموزش بر دامنه ی وسیع از فعالیت هایی که معلم به کار می گیرد تا شاگردان را وادار به یادگیری کند تأکید می ورزد.

یادگیری در مقایسه با تدریس:

یادگیری تغییری است که براثر تعامل شاگرد با محیط حاصل می شود، تدریس را تعامل متقابل معلم و شاگرد توصیف می کنند. در این تعامل معلم با برنامه ریزی تلاش می کند شرایط مطلوب را برای تغییر بوجود آورد. بنابراین تدریس و یادگیری دو فرایند جدا هستند و هرکدام باید نظریه ی خاص خود را داشته باشند. یادگیری در همه جا و همیشه و حتی بدون تدریس صورت خواهد گرفت. از طرف دیگر هر تدریسی نیز همیشه منجر به یادگیری نخواهد شد. یعنی شکست شاگردان در یادگیری بدین معنی نیست که تدریس انجام نشده است و این نیز بدان معنی نیست که تدریس و یادگیری هیچ گونه ارتباطی با هم ندارند. می توان با عمل تدریس کمیت و کیفیت و سرعت یادگیری را افزایش داد و یا شرایط را برای یادگیری اموری که در شرایط معمولی امکان پذیر نیست فراهم نمود.

نظریه های یادگیری صرفاً به پدیده های یادگیری توجه دارد و همیشه معطوف به شاگرد است. به عبارت دیگر، نظریه های یادگیری تبین کننده ی چگونگی یادگیری و توصیف کننده ی شرایطی است که با حصول آنها یادگیری صورت می گیرد. در حالیکه نظریه های تدریس باید بیان کننده و پیش بینی کننده و کنترول کننده ی موقعیتی باشد که در آن رفتار معلم موجب تغییر رفتار شاگرد می شود. نظریه های یادگیری راه های یادگیری شاگرد را بیان می کند. در صورتی که نظریه های تدریس، توصیف کننده ی روشهایی است که بدان وسیله یک فرد(معلم) فرد دیگری(شاگرد) را تحت تأثیر قرارمی دهد و سبب می شود که او یاد بگیرد.

متدولوژی ( علم متدولوژی تدریس ):

متدولوژی درلغت بمعنی میتود شناسی ، ، علم اصول ، اسلوب شناسی ، میتود .

متدولوژی یا علم متود های تدریس عبارت از یک سلسله فعالیت های منظم آموزشی است که معلم در تدریس از ان کار ګرفته و به هدف درسی خود(آموزش شاگردان، میرسد ).
یابه عبارت دیګر روش راه و روش (عملی منظم) درس دادن است که معلم در جریان تدریس از آن استفاده نموده، معلم و شاگرد هر دو را در زمان کم به هدف میرساند.
استفاده از روشها نظر به سطح دانش، مضمون و نظر به و ضعیت آموزشی شاګردان فرق میکند.

کمی روراست باشیم

**** دانشجویان عزیز توجه کنند این مقاله از منابع امتحانی نمی باشد *****

نظر به اینکه در کلاس بحث مفصلی روی این موضوع انجام شده است و دانشجویان اشراف کامل بر این مبحث دارند، نیازی به طرح سوال در امتحان از این مبحث نمی باشد.

روز سه‌شنبه 7 بهمن ماه، وزیر آموزش و پرورش از مجلس کارت زرد دوم خود را گرفت و اصلی‌ترین مبنای نمایندگان مجلس، استخدام نشدن حدود 40 هزار مربی پیش‌دبستانی است که خود ریشه در مصوبه مجلس در سال 1391 دارد که وزارت آموزش و پرورش را مکلف به این امر نمود. هدف از این نوشته، نادیده گرفتن زحمات و انتظارات افرادی که مشمول این مصوبه هستند، مطلقاً نیست بلکه بازاندیشی و دوباره نگریستن به کل فرآیندی است که منجر به این شرایط شده است. سؤالاتی از این قبیل: ما مربی‌های پیش دبستان مان را چگونه انتخاب و استخدام می‌کنیم؟ در این دوره مهم - دوره طلایی اوان کودکی - چه انتظاری از مربی داریم؟ چگونه می‌شود به یکباره هزاران نفر را مربی نامید؟ مربی و مربیگری را چه می‌بینیم و چگونه فردی مربی می‌شود و فردی نمی‌شود؟ اصلاً مگر مربی پیش دبستان مهم است؟ مگر نه اینکه جدیت کار از دبستان آغاز می‌شود و آنجاست که باید مربی (یا معلم) «واجد شرایط» استخدام کرد؟

برای پاسخ به این سؤالات، نگارنده سه پیش‌فرض را که «احتمالاً» در پس ذهن نمایندگان سؤال‌کننده - و احتمالاً بسیاری دیگر حتی در درون دستگاه تعلیم و تربیت - است بیان و نسبت به آنها بازاندیشی و بازنگری می‌کند:

1) دوره پیش دبستان به اندازه دوره‌های بالاتر مهم نیست که برای مربی‌اش، تدارک خاص تربیت مربی ببینیم. این دوره، دوره مراقبتی است تا تربیتی. به عبارت دیگر مربیان، مراقبانی باشند که والدین بچه‌ها‌یشان را در مرکز پیش دبستانی بگذارند و به کار پاره وقت و تمام وقت خویش بپردازند، حال ممکن است آمادگی‌های اولیه‌ای هم برای مدرسه در حد قلم به دست گرفتن، حفظ چند سوره، نقاشی (بخوانید رنگ آمیزی) و شمارش هم بیاموزند و این از عهده هر کسی از جمله مربیان مد نظر برمی‌آید. اما پژوهش‌های عصب شناسی و شناختی شدیداً و قویاً این برداشت عوامانه را مردود می‌داند و سنین تولد تا شش سالگی را دوران طلایی رشد مغز (یا دوره حساس مغز) و توانمندی‌های پایه‌ای همانند (کنترل هیجانات، زبان، الگوواره‌های ذهنی و معنایی، دیدگاه و چارچوب‌های ارجاع شخصی...) می‌داند

(Shonkoff& Phillips,2000). به عبارت دیگر ریشه اصلی برخی از ناهنجاری‌ها در تعاملات اجتماعی و حتی حرفه‌ای ما در بزرگسالی (همانند آستانه تحمل پایین، نقدناپذیری، سخنرانی غیر منطقی و نامربوط، تک منبعی، نداشتن خودباوری و... ) در همین شش سال اولیه کاشته می‌شود. این مهم آنقدر کلیدی است که افرادی چون پروفسورجیمز هکمن (برنده جایزه نوبل اقتصاد) با پژوهش‌های طولی (مدت دار) نشان دادند که پرسود‌ترین سرمایه‌گذاری که برگشت بین 7 تا 10 درصد دارد

(rate on investment)، سرمایه‌گذاری در شش سال اول زندگی است و هرچه بالاتر رویم، برگشت آن کمتر تا جایی که سرمایه‌گذاری روی آموزش دانشگاهی، برگشت زیر 2 درصدی دارد.

به عبارت دیگر در ازای هر دلار که در شش سال اول هزینه کنیم، 7 تا 10 دلار برگشت سرمایه خواهیم داشت (برای مثال از طریق کمتر بیمار شدن در بزرگسالی و کمتر هزینه بر دست دولت گذاشتن، کمتر مرتکب جرم و جنایت و کنش‌های غیرهنجاری شدن، توانمندی کارآفرینی و وابسته نشدن به درآمدهای دولتی و...). (Heckman,2008). به واسطه همین یافته‌هاست که کشورهای پیشرو اقدام به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در شش سال اول زندگی مردم‌شان کرده‌اند و برخی کشورها همچون آلمان، شرکت‌های خصوصی چون بوش را برای همکاری و سرمایه‌گذاری در بخش مسئولیت اجتماعی شرکت (Corporate Social Responsibility) به مدد خواسته‌اند (برای شناسایی بهترین افرادی که پتانسیل مربیگری دارند، برای تربیت مربی در طول شش سال، برای کیفیت‌بخشی به شیوه‌های مربیگری و... ). این درحالی است که در کشور ما هم دولت و مجلس و خانواده‌ها، بیشترین هزینه‌ها را برای دوره‌های دبیرستانی و دانشگاهی می‌کنند.

 

2) مربیگری را می‌توان با تجربه و کار در مدرسه و مرکز پیش دبستانی فراگرفت. این پیش‌فرض از آن جهت است که بیشتر افراد موضوع این مصوبه، تحصیلات آکادمیک این حوزه را ندارند و چندسالی است در مدارس و مراکز تجربه کار کسب کرده‌اند. در بازاندیشی این پیش‌فرض لازم است به جمله معروف مارگارت ساترلند (2012) اشاره شود که «نظریه بدون عمل، امری عقیم است و عمل بدون پشتوانه نظریه، خطرناک است.» چنین تصور می‌شود که آموخته‌های تجربی (با اندکی خواندن کتاب‌ها و چاشنی نظری پس از استخدام) مربی می‌سازد و کودکان این دوره سنی که در هر ثانیه، مغزشان700 مسیر عصبی در بین نورون‌ها شکل می‌دهد (لالی، 1997) و چندین برابر من و شما که الان این نوشته را می‌خوانیم، مغز آنها در حال شکل دهی الگوها و مسیرهای عصبی بین نورون هاست، را می‌توان به آنها سپرد. مربیگری و معلمی را از حرفه‌ای‌گری در آورده‌ایم و آن را به شغل و پیشه، تنزل داده ایم. پس نباید انتظار داشته باشیم بچه‌هایی که پارسال و امسال وارد پیش دبستانی و دبستان شده‌اند در سال 1404 (نقطه هدف سند چشم انداز)، طور دیگری دیپلمه شوند؛ یعنی بتوانند درخصوص پدیده‌ها و مسائل اجتماعی و شخصی خود عمیق بیندیشند، نظم در امور داشته باشند، بر کار و هدف خویش تمرکز کنند، خود تنظیم و کارآفرین باشند (به آب باریکه کار دولتی نیندیشند)، و چندین شایستگی کلیدی دیگر که در سند تحول آموزش و پرورش آمده است و قرار است با تعامل با مربیانی که خود ذات یافته از هستی بخش هستند، هستی بخش شوند. یعنی مربیانی که خود این‌گونه‌اند.

3) آزمون استخدامی می‌تواند مربی را از نامربی جداکند. این هم پیش‌فرض دیگری است که نه تنها اینجا، بلکه گریبان دانشگاه فرهنگیان و شیوه انتخاب مربیان آینده کشور را گرفته است. جالب است بدانید در فنلاند که الان جزو کشورهای اول جهان از منظر کیفیت آموزش و پرورش است، نرخ قبولی متقاضیان مربیگری شان، تنها 10 درصد است یعنی 10درصد از افرادی که تمایل به مربی شدن دارند، پس از طی مراحل متنوع و دقیق انتخاب، موفق به پذیرش می‌شوند. اصلی‌ترین خوان از هفت خوان ورود به مربیگری هم خوان تحول نگرش نسبت به خود، تربیت، مربیگری، متربی، رب، کودک، رشد و بالندگی، ارتباط، شنوایی و پذیرش است. همان عناصری که معمولاً ما هنگام تدریس از آنها غافلیم و با همان پیام‌هایی که از بچگی و گذشته مان همراه می‌آوریم تدریس می‌کنیم و کمتر از تخته‌بند پارادایم ذهنی خویش رها می‌شویم. این مجال بیش از این گسترده نیست که باقی پیش‌فرض‌ها را بازگو و نقد کنیم اما هم نمایندگان محترم، هم متقاضیان استخدام و هم بقیه علاقه‌مندان را به روراست شدن به فقدان روراستی‌هایمان با خود و با کشور درباره شایستگی‌های مربیانی که قرار است با این گروه سنی کلیدی همراه شوند، دعوت می‌کنم. امید است با بصیرت علمی و راهبردی و رهایی از کوتاه مدت دیدن موضوع، برای کودکانی که دوازده سال دیگر نیروی انسانی این کشور را شکل می‌دهند، تصمیمی کبری بگیریم.

دکتر ابراهیم طلایی (عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس)


LMS

****لطفا توجه کنید این مقاله از منابع امتحانی نمی باشد.*****

سیستم‌  مدیریت آموزش الکترونیکی (LMS) چیست؟

سیستم مدیریت آموزش (LMS= Learning Managment System)٬ نرم افزاری است که فعالیت آموزش گیرنده را ثبت و پیگیری می کند. به عبارت دیگر٬ این سیستم٬ روند یادگیری و آموزش را به طور خودکار مدیریت می کند. یک سیستم مدیریت آموزش قدرتمند٬ مدیریت اجرایی برنامه های آموزشی را در درون یک سازمان تسهیل می کند و همچنین این سیستم فراگیران را قادر می سازد که به همکاری و مشارکت با فراگیران هم تراز خود بپردازند.

 

این سیستم مدرسه آموزش الکترونیکی و فضایی است که برنامه های آموزشی در آن ارائه می شوند. استفاده آموزش گیرندگان از این نرم افزار برای تحصیل و یادگیری در آن زمان که بر روی شبکه حضور می یابند٬ بیشتر شبیه عمل وارد شدن دانش آموزان از در کلاس است. دانش آموزان با استفاده از LMS ٬ واحد درسی خود را انتخاب و مطالب درسی را دریافت می کنند؛ به تکمیل تمرینهای درسی و شرکت در امتحان می پردازند و با استاد و دیگر دانش آموزان ارتباط برقرار می کنند.

این سامانه فهرست کاربران و فراگیران را ثبت٬ رشته های آموزشی را دسته بندی٬ اطلاعات فراگیران را ضبط کرده و نیز گزارشهای ویژه و اختصاصی برای مدیر تهیه می کند.

این سیستم مدرسه آموزش الکترونیکی و فضایی است که برنامه های آموزشی در آن ارائه می شوند. استفاده آموزش گیرندگان از این نرم افزار برای تحصیل و یادگیری در آن زمان که بر روی شبکه حضور می یابند٬ بیشتر شبیه عمل وارد شدن دانش آموزان از در کلاس است. دانش آموزان با استفاده از LMS ٬ واحد درسی خود را انتخاب و مطالب درسی را دریافت می کنند؛ به تکمیل تمرینهای درسی و شرکت در امتحان می پردازند و با استاد و دیگر دانش آموزان ارتباط برقرار می کنند.

 

انواع LMS

تمامی سیستم های مدیریت آموزشی مشخصات و ویژگیهای مذکور را دارند٬ ولی این قابلیتها را به اشکال مختلف و با بهره گیری از شیوه های متفاوت فراهم می کنند.

برخی از این سامانه ها برای شبیه سازی کلاسها و فعالیتهای آموزشی٬ محیطهای سه بعدی آموزشی با شکلهای متنوع و سرگرم کننده ارائه می کنند و برخی صرفاً از ابزارهای نوشتاری بهره گرفته و ساده هستند. بعضی به صورت ویدیو بوده و پهنای باند دریافت رسانه ای دارند و برخی ویدیو را در برنمی گیرند.

کاربران می توانند با استفاده از یک مرورگر در سیستم مدیریت آموزشی به صورت تعاملی عمل کنند. فراگیران به محض ورود به شبکه٬ قادرند دروس و اطلاعات را مشاهده و موضوع مورد نظر خود را انتخاب و مطالعه کنند. در عین حال٬ فعالیت کاربر و نتایج آن در بانک اطلاعاتی مربوط به آن ضبط خواهد شد.

 

مزایای  استفاده از  LMS

- کاهش هزینه‌های آموزشی، ایاب و ذهاب و تسهیلات کارگاه یا ابزارهای دوره آموزشی و کاهش اتلاف وقت کارآموز

- آموزش تعداد زیادی کارآموز در مدتی کوتاه

- کاهش مشکلات اداری ناشی از انجام مراحل ثبت نام و انتخاب واحد و متعاقب آن کاهش هزینه

- بهره‌مندی حجم کثیری از کارآموزان از آموزش به موقع با دست‌یابی به دوره‌ها یا برنامه‌های آموزشی online از راه دور

- افزایش توانایی و مهارت کاربران در فراگیری اطلاعات

- وجود سیستمی جهت اندازه گیری و ارزیابی آموزشی

- ارایه قوی‌تر عناصر گرافیکی مانند استفاده از هنر، نمودار یا عکس

- وجود اتاق‌های گپ و ابزارهای اشتراکی دیگر که باعث افزایش حضور فعال فراگیر می‌شود.

- امکان تهیه کلیه مواد مکمل آموزشی بدون نیاز به مراجعه به کتابخانه

 

منبع  http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=141092

کاربرد علوم مختلف در تکنولوژی آموزشی

کاربرد علوم مختلف در تکنولوژی آموزشی

۱– روانشناسی: در تکنولوژی آموزشی به شرایط رشد ذهنی و جسمی افراد توجه شده و با در نظر گرفتن آمادگی انان برای یادگیری در زمینه‌های مختلف با انتخاب مکاتب مناسب یادگیری (پیوند گرایی، شناخت گرایی، ساخت گرایی و …) مطالب درسی تدوین شده، در اختیار فراگیران قرار می‌گیرد. ۲- ارتباطات: طراحی پیامهای آموزشی، به مشارکت گرفتن مخاطبان، رفع موانع ارتباطی و …. از جمله موارد ارتباطی می‌باشد که در علم تکنولوژی آموزشی ازآنها برای ارسال - نفوذ و درک پیام‌های آموزشی استفاده می‌شود. ۳- هنر: فناوری آموزشی با استفاده از خواص حواس در یادگیری (بینایی %۷۵ – شنوایی %۱۳ – بویایی %۳ – لامسه %۶ – چشایی %۳) و نیز تاثیر زیبایی در یادگیری با طراحی صحیح تصاویر از طریق هم آهنگی وتضاد در طرح و هارمونی دررنگ و انتخاب خطوط و زاویه بندی مناسب سعی دارد از طریق حس بینایی به % ۷۵ تاثیر در یادگیری خود را نزدیک نماید. در کل علم تکنولوژی آموزشی قصد دارد از تمامی پدیده‌های علمی استفاده کرده تا امرشیرین یادگیری سریعتر اتفاق افتاده و دیر از دست برود. رابطه رشته تکنولوژی آموزشی با سایر رشته‌های علوم تربیتی رشته تکنولوژی آموزشی در حال حاضر تنها در امریکا، در بیش از ۱۰۰دانشگاه ودرمقطع دکتری ارائه می‌شود وبین سالهای ۱۹۷۷-۱۹۹۸تعداد ۲۶۸۹پایان‌نامه دکتری در این رشته دفاع شده است. حائز اهمیت است که تعیین ارتباط رشته تکنولوژی آموزشی با رشته‌های نزدیک می‌تواند در تبیین قلمرو تاثیر وعملکرد آن موثر باشد. همچنین سطح یادگیری فراگیران رابالا می‌برد. ماهیت کاربردی این رشته دو نوع ارتباط را باسایر رشته‌های درون وبیرون علوم تربیتی برقرار می‌کند: ۱. ارتباط با رشته‌های اصلی:این رشته‌ها طیف وسیعی از رشته‌های علوم انسانی وعلوم تربیتی وفنی ومهندسی را در بر می‌گیرد که می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد :رشته‌های تاثیر گذار، مانند فلسفه، فلسفه تربیتی، روانشناسی، روانشناسی تربیتی ورشته‌های تغذیه کننده، مانندالکترونیک، رایانه، ارتباطات، فیزیک و... ارتباط این رشته با رشته‌های تاثیر گذار از نظر تاثیر رویکردها، دیدگاههای فلسفی، مبانی معرفت‌شناسی وروشهای تحقیق آنها بر رشته تکنولوژی آموزشی قابل انکار نیست. رشته‌های تغذیه کننده آن دسته از رشته‌های علمی هستند که دستاوردهای ابزاری آنها به طور مستقیم در رشته تکنولوپی آموزشی استفاده می‌شود. پیشرفتهای دو دهه اخیر در علوم رایانه در واقع نقش غیرقابل انکاری در فراهم آوردن زمینه لازم برای اجرایی کردن نظریه‌های یادگیری سازنده گرا داشته است. به وجود آمدن شبکه‌های جهانی اطلاعاتی وسرعت وسهولت دستیابی به آنها، باعث شده است که برای مثال امکان عملی اصل (عدم ارائه محتوا به شاگرد وآزادگذاردن او برای جمع‌آوری اطلاعات) فراهم شود. ۲. ارتباط با رشته‌های همجوار:این رشته‌ها به صورت عرضی یا طولی واز جهت نظری یا اجرایی، با رشته تکنولوژی آموزشی هم سویی وهم پوشی دارند. از جمله می‌توان از رشته برنامه ریزی آموزشی به عنوان رشته‌ای که با تکنولوژی آموزشی گاه نوعی رابطه طولی دارد ورشته برنامه ریزی درسی که علاوه بر رابطه طولی نوعی هم پوشی نیز دارد نام برد. موضوع رشته برنامه ریزی آموزشی تهیه وپیش بینی برنامه‌های کلان کمی برای توسعه مقاطع آموزش وپرورش وآموزش عالی است. در این رشته، که زیر شاخه‌ای از رشته‌های برنامه ریزی کلان اقتصادی است، برنامه ریزان با استفاده از روشهایی مانند تقاضای اجتماعی، روش نیروی انسانی وروش نرخ بازده یا ترکیبی از این روشها، برای پاسخگویی به نیازهای کشور در سطح کلان برنامه‌های کمی تهیه می‌کنند. دراین برنامه‌ها، مانند برنامه‌های توسعه پنج ساله کشور، برنامه ریزان برای هر بخش از اقتصاد (صنعتی یا کشاورزی) نیازهای نیروی انسانی متخصص وآموزش دیده را با توجه به هدفهای توسعه در آن بخش به صورت تعداد افراد در تخصصها مختلف پیش بینی وبودجه، زمان وسایر امکانات لازم را برای تربیت وآموزش این نیروها از محل در آمدها وتواناییهای باقوه کشور برآورد می‌کنند. این برنامه‌ها پس از تصویب نهایی در سطح کشور برای اجرا به بخشهای مربوط ابلاغ می‌شود وسازمان برنامه وبودجه نیز بر حسن اجرا وتخصیص منابع مالی نظارت وسرپرستی می‌کند؛ بنابراین در برنامه ریزی آموزشی برنامه‌های کلان در سطح ملی یا منطقه‌ای، قاره‌ای وجهانی یه وسیله سازمانهای آموزشی جهانی تهیه می‌شود. 

مبع مبانی نظری تکنولوژی اموزشی دکتر فردانش